ویترین
 
 
ورود اعضا
 
 
مقايسه کالاها
 
مقایسه
نام کالا  
 
سبد خريد
 
سبد خرید
نام کالا تعداد کالا  
قيمت کل : 0 ريال
 
گروهها
 
 
جزئيات خبر
 
سخن روز؛
دفاع از حجاب, از شعار تا عمل؟

زمان کمی نیست که بحث حجاب در کشور داغ است ، از باب معاصر بودن آن اگر بخواهیم سخن بگوییم ، از زمان رضا شاه و قضیه کشف حجاب آن شروع شده که البته  کم هم فدایی نداده است،بطوریکه نوشته اند بیش از ۵۰۰۰ نفر از کسانی که در دفاع از آن قیام کرده بودند جان خود را از دست داده و شهید راه حجاب شدند. 
این دفاع از حجاب و بحثهای مرتبط با آن در این چند سال نیز رنگ و بوی خاص خود را گرفته. گاهی از یک طرف افرادی در دفاع از آن سینه چاکی می کنند و از طرفی دیگر  هم افرادی با فریاد از دست رفتن آزادیشان ، با آن به مخالفت برمی خیزند. ولی امروز حرف با آن طایفه ای نیست که از حجاب و مبانی آن رنگ و بویی نبرده اند و هنوز در ورطه توهمات آزادی دست و پا می زنند, که حرف و خطاب و سوال از آنهایی است که برای حجاب سینه چاکند و فریاد واویلتا سر می دهند، که آیا واقعا دفاعتان شعار است یا عمل ؟

با نگاهی به گوشه و کنار و عملکرد بعضی ها و بیان مصادیقی شاید بشود بهتر فهمید کدام یک از آن دو است ، شعار یا عمل ؟

1.  اگر سری به شمال و یا جایگاههای سیاحتی دیگر نقاط کشور بزنیم راحت می شود با چشم دل دید که بزرگ نوشته اند : « ورود متدینین ممنوع !! »

رفتن به کنار دریا که ، عملا و در اکثر اوقات غیر ممکن شده ، حضور انواع پوششها ، بی حیایی خانم ها و ایضا جمعی از آقایان که انگار خود را آزاد از هفتاد دولت می دانند و با بدترین شکل ، خود را در معرض دید ناموس مردم به آب میزنند ، و دهها صحنه دیگر بدون در نظر گرفتن اوضاع و احوال صوتی و شنیداری حاکم برآنجا ، خود دلیلی محکم بر عدم سلامت محیطهای تفریحی است ، تازه اگر بخواهیم بحثهایی مثل خانه های دریا و امثالهم را بگوییم (که عملا تافته جدا بافته از کشورند و حداقلِ بی حجابی حاکم برآنجا ، بودن زنان سر برهنه است) ، که حرف به درازا خواهد کشید . و در این بین کوتاهی متولیان فرهنگی و انتظامی ، هم دیدنی است و هم شنیدنی .

2. سرزدن به ادارات نیز خالی از لطف نیست ، جدای از برخی پوشش ها, نوع نگاه و پاسخگویی گاها بعضی از کارمندان و مدیران به ارباب رجوع محجبه با نوع برخورد با خانمها و حتی آقایان بی حجاب خود داستانی است که باز کردن بیشتر آن شاید به صلاح نباشد .

3. اماکن زیارتی و مذهبی از جمله جاهایی است که ملجاء و پناه دلهای شکسته است ، بالاخص برای مومنین .  ولیکن اگر اینها نیز برای متدینین تنگ و طاقت فرسا شود دیگر باید گریست ، که البته ظاهرا با اوضاع و احوال حاکم برآنها ، وقت ، وقت گریه است.

با احترام برای همه کسانی که به عشق ائمه معصومین (علیهم السلام) پای در حریم کریمانه ی آن بزرگواران می نهند ، ولی ظاهرا زیارت جای خود را با سیاحت عوض کرده و بعضی ها بیشتر به مسافر شبیه اند تا زائر .

4. بی مهری از جاها و شخصیتهای مختلف آن گاه قابل تحمل است که ببینیم مدیران ارشد واقعا به دنبال حل این معضل فرهنگی باشند . ولیکن وقتی کم توجهی به حجاب را از ارشدترین مدیران فرهنگی ببینیم ، آن وقت امر کمی سنگین می شود و سوالی بس بزرگ ایجاد ، که واقعا باید فریاد را به کجا برد؟

5. خرید البسه جزء لا ینفک زندگی است . به بازار می روی تا شاید بتوانی لباسی ، چادری ، کفشی، مانتویی و یا دیگر موارد مورد نیاز خود و خانواده ات  را تهیه کنی ، ولی هر چه می گردی ظاهرا قرار نیست با تو به راحتی کنار بیاید . کم بودنشان یک طرف ، بد سلیقگی در تولید شان طرف دیگر ، و در این شلوغی, به ناگاه می بینی ظاهرا قیمتها همبا تو بر سر با حیا بودن سر جنگ دارند.

6. سری به قانون می زنی, شاید بتوانی که با قانون حجاب را جا بیندازی ، ولی وقتی می نگری, می بینی ظاهرا یا از سر ترس و یا از سر تسامح  ، او نیز با تو سر ناسازگاری دارد و بی حجابی را در حد "زنندگی" می داند و بیرون بودن موی سر و بعضی از موارد را اصلا بی حجابی تلقی نمی کند و در این اوضاع تو می خواهی با حجاب بودن  را به نوجوانت بیاموزی .
آری, تو وقتی نوجوانت را به احکام و شریعت توجهش می دهی یک چیز می شنود و می خواند ، و وقتی به قانون و اجرای آن متوجهش می کنی  چیزی دیگر را ! و در این بین نوجوانت چه کند خدا می داند .

7. تلاشت این است ،حال که عموم دست به دست هم داده اند تا حجاب را با پنبه سر ببرند به سراغ هنر بروی و رسانه ، هنوز به نزدیکش نرسیده ای فریادت بلند می شود که: مارا به خیر تو امید نیست ، شر مرسان!

واقعا یکی پیدا نمی شود به دوستان ما در سینما و رسانه ملی و ... بگوید که اگر ما بخواهیم تا شما دست از سر دین و حجاب و ترویج آن بردارید باید که را ببینیم؟!.

ترویج مبتذلانه و گاها توهین آمیز معارف دینی و تضادهای مکرر در مباحث اعتقادی ، و بی توجهی بسیاری از تولیدات تلویزیونی و بالاخص سینمایی با مبانی دینی آن قدر روشن و واضح است که دیگر بر هیچ آزاد اندیشی پوشیده نیست که جایگاه هنر بیش از نفعش برای دین و ترویج آن ، محلی برای سست کردن آن شده است.

موارد بسیاری است  برای گفتن ، و چه بسیار که شما نیز دهها مورد نیز به ذهنتان رسیده باشد و در این بین  فقط حسرت و آه است که از نهاد برمی خیزد .
ولیکن آیا راه حلی نیست ؟
قطعا هست....



بگذارید راه کارها را با هم و با حسرت دنبال کنیم:

❎ ایکاش ! زنان و دختران حتی پسران و مردان ما ، ارزش و بزرگی خود را بیش از پیش درک می کردند و به این باور می رسیدند که حجاب (چه برای زن و چه برای مرد ) عزت است نه اسارت.

❎ ایکاش ! مردان ما غیرت مند عمل می کردند و برای ناموسشان و حفظش از چشمان ناپاک ارزش قائل بودند.

❎ ایکاش ! بستر و زمینه های ازدواج جوانان چه از سمت خانواده ها و چه از سمت جامعه و دولت فراهم تر می شد ، تا سن ازدواج به کمترین حد خود برسد وجوانان برای ارضاء بی بدیل ترین غریزه خدادادی خود به آب و آتش نزنند و خدای ناکرده به گناه آلوده نشوند.

❎ ایکاش ! پدران و مادران ، فضای خانواده را آنچنان گرم و صمیمی می ساختند ، تا نوجوان و جوانشان برای دریافت محبت و عاطفه به هر کوی و برزنی سر نزده و برای دریافت عاطفه و محبت مجبور به دست زدن به هر کاری و هر آرایشی نشود.

❎ ایکاش ! مدیران ما آنقدر به خود و خانواده خود از لحاظ اخلاقی می رسیدند، که اهمیت دین لقلقه زبان بعضی هایشان  و ابزاری برای پیشرفت و قدرتشان نشود تا وقتی پای دین می آید ، برایش از سر و جان مایه بگذارند که شاعر خوب گفت:  ذات نایافته از هستی بخش  ، کی تواند که شود هستی بخش .

 ❎ ایکاش ! جایگاه امر بمعروف آنقدر رفیع می شد که هر کسی که معروفی را انجام می دهد مورد تشویق قرار گیرد . که تشویق معروفها بهترین عامل برای تضعیف منکرهاست.

❎ ایکاش ! نهی از منکر حداقل لسانیش آنقدر باب می شد که دیگر هیج کس به خودش اجازه نمیداد به راحتی پای در حریم حقوق دیگران بنهد و به بهانه آزادی ، مسلم ترین حقوق اجتماعی و قانونی دیگران را که همان امنیت اجتماعی و روانی است نادیده بگیرد.

❎ ایکاش ! متدینین ما آنقدر اخلاق مدار و متواضع و خوش برخورد بودند تا نوجوانان و جوانان جویای معنویت و ایمان بتوانند با آنها نزدیک تر بوده و چهره زیبای دین را در اعمال و رفتار آنان بوضوح مشاهده کنند.

❎ ایکاش! متدینین ما باور می کردند که اجتماع به آنها بیش از پیش نیاز دارد و با حضور فعال و پر انرژیشان در عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی ، فضایی سالم و دین مدار را ایجاد میکردند.

❎ ایکاش! برای همه ما بالاخص مدیران و متولیان ، امور رسیدگی به وضع جسمی مردم و آماده باش برای نجات جانشان (که قطعا لازم است ) اینقدر بیشتر از رسیدگی به سلامت روانی و دینی و اجتماعیشان ارزشمند نبود.

❎ ایکاش !  دین و دفاع از آن ابزاری برای خودنمایی چند روزه دنیای بعضی ها نمی شد.

 ❎ و صدها ایکاش دیگر که اگر کنار هم بگذاریم خواهیم دید رفع معضلات اجتماعی بالاخص حجاب کاری است جمعی که می باید همگان دست به دست هم دهیم و منتظر حرکت  هر از چند گاه اجرای بعضی از طرحها نباشیم که اگر اینچنین باشد ، زهی خیال باطل!

 علی ایحال, پدرها ، مادرها ،دلسوزان ،متدینین و همه عاشقان ودلسوختگان دین ، وقت ، وقت جهاد است, جهادی فرهنگی.
 پس، بسم الله

 حسین نیلی

تاریخ: ‎۱۳۹۹/۰۴/۲۱ ۲۲:۱۲
گروه: مرکز فرهنگی ولیعصر(عج)
نویسنده: مرکز فرهنگی ولیعصر(عج)

 
جستجو
 
 
.
 
 
آدرس مرکز ولیعصر(عج)
 
مشهد مقدس
میدان ده دی
نبش امام خمینی (ره) 34
پلاک 5


 
نظر سنجی
 
نظر شما در مورد پورتال جدید مرکز فرهنگی ولیعصر(عج) چیست ؟

 
فروش ویژه
 
 
راهنمای خرید